شبی ازشبها

چشمهایم را از غبار دلتنگی های دقایقم می شویم. پنجره را باز می کنم تا نگاه روشن شب بتابد بر تاریکی ِ خلوتِ دوباره ای که من آسوده و بی دغدغه به آن خو گرفته ام. چه بی معنا و چه بی وسوسه می گذرند این لحظه های پوچ ِ بی اثر. بی اختیار به تو خیره می شوم. به توکه همیشه وفادارترین همراه ِ من برای گذران ِ هر آنچه هست و نیست، بوده ای. از دورترین غم دنیا و قریب ترین سودای ذهن پریشان ِ من، همیشه نالیده ای. همیشه حرفهایت را در گوش ِ ناشنوای ِ آسمانها گفته ای. همیشه از من ، همیشه از من سوخته ای.
دستهایم را ؛ دستهای گره خورده در انزوای خویشم را در میان ِ غوغای سرکش و عصایانگر نگاهت رها می کنم. وسوسه ای مرا به جنون ِ دوباره ای رسانده است. به طنین دلنواز تو چنگ می زنم ، مست می شوم. آواره می شوم. تمام موسیقی ِ قصه های گفته و ناگفته ات را، مثل همیشه در من تکرار می کنی. من همیشه عشقانه در تو ، در دم مسیحای تو ، شور می بینم.
نوای تو باز پیچیده در تمام فضای خسته از سکوت و سکون ِ من. تلنگر ساده ای می زنی تا بیدار شوم. بیدار شوم تا آوای سحرانگیز تو را که در من زنده می شود، به ماورای حقایق ِ وجودم ببرم. به احساس تکیده در گوشه گوشه های خانه ام ، به هر کجا که من در آن افتاده به خاک ِ پَستِ زیستنم. پرواز را به من هدیه می کنی، آبی را به خاکستری ِ همیشه ماندگار ِ من تقدیم می کنی،  و چه سخاوت مهربانانه ای ...
من حریم ِ خیالم را با ترنم ِ وجود تو به تصویر می برم ، ای همیشه ماندگار من. ای تو بهانهء خوب ِ شکستن ِ هر سکوت ، توخوش ترین ندیم ِ لحظه های دلتنگی ِ بی پایان من.
چشمهایم را از غبار دلتنگی های دقایقم می شویم، پنجره را باز می کنم  تا همراه ِ نسیم ِ کوچه های ِ شب ،  با تو اِی ساز همیشه مهربان من،  لحظه ها را پوچ و بی اثر دوباره تکرار کنم.

 

                                <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 41 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
LIVES// ژیـــــلا//ELVIS

سلام سحر جون-چرا دیگه به من سر نمیزنی عزیزم؟؟نکنه خدایی نکرده ازن دلخوری؟؟...باشه ولی بدون من خودت و نوشته هاتو دوست دارم و همیشه بهت سر میزنم.شاد باشی گلم.

تنها شده

سلام/ مرسی که اومدی و خودتو اجی معرفی کردی من هيچ موقع تعم حقيقی اجی رو نچشيدم / نمی دونم چطوری هست / من اپم /يا علی (صفا)

حمید

ريحانه خانم سلام می خواهم با شما آشنا بشم اگر موافق هستی همنجا برام پيام بده يا به آدرس ايميلم بفرست . خداحافظ تو باشه.

حسين

سحر جون ببخشيد اين عکس ومطلب رو توی وبلاگم کپی کردم

مسعود بی غم

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد . کس جای در اين کلبيه ويرانه ندارد . دل را به کف هر که دهم باز پس آرد . کس تاب نگهداری ديوانه ندارد ...... متشکرم که مسعود را مشعوف کرديد .باز هم به کلبه خودت سر بزن خاله سحر ۱۰۰ ٪

ایدین ضیاء

سلام بر دوست عزیز سحر جان سلام لطف کردی و به کلبه ایدین سر زدی ممنون راستش را بخواهی وبلاگ خیلی قشنگی داری اگر اجازه بدهی من از شعر ها وعکس تواستفاده کنم منتظر پیغامت هستم اگر دوست داشته باشی بیشتر با هم اشنا شویم موفق باشی سحر جان زندگي را دوست بايد داشت زندگي را در نشستن زير باران و كنار جاده هاي خيس ديدن پروانه هاي شاد رقص باد و ناز گرم شاخه هاي بيد چرخش مرغان دريايي به گرد هم يا خزيدن چون علف در بوته زار عشق آري آري زندگي را دوست بايد داشت... شاعر مريم شيرازي

aydin

سلام به سحری که نميدونم چرا وچقدر تن ها ست عزيزم شعرها ت ستو دنی هستند فکر کنم عاشق هستی نه نگو نه تو ديگه عشق رو ان کار نکن به عاشق بودن افتخار کن چون تورو ازخيليها متمايز ميکه وا البته به بعضي ها شبيه از پيام قشنگت بی نها يت ممنونم سحرتو بايد روشن باشی نه تاريک تو تنها نيستی خدا وايدين کوچولو هست دوست توايدين

محمد

با عرض سلام من محمد هستم اراز تبريز وبلاگ خوبی دارين البته هدف من از اومدن به اين وبلاگ اينه که ميخواستم ببينم شما اهل کحايين چون دوست من اهل سبزواره و خيلی هم دوستش دارم حاضرم هر چی دارم از دست بدم اما بياد بگه که نميخواد منو اما اين کارو نميکنه الان ۸ماهی ميشه نديدمش اسم اونم سحر هست اگه ميشه جواب اينو حتما برام بفرست

منيره

سحر جون وبلاگ زيبايی داری اميد وارم به آرزوهايت برسی.