هبوط : درد بودن

بعضی وقتا تشنه ام مثل کویر، بعضی وقتا سیرابم مثل دریا. گاهی  سبکم مثل ابر و گاهی سخت مثل سنگ. یه وقتایی آرومم مثل نسیم و یه وقتایی آشفته مثل طوفان. بعضی وقتا جاری ام مثل رود و بعضی وقتا راکد و دلتنگ مثل مرداب. گاهی تاریکم مثل شب و گاهی روشن ، مثل خورشید.

 

چند وقتیه حوصله هیچ چیزی رو ندارم ، حتی خودم . نمی دونم چمه. فقط می دونم احساس دلتنگی دارم ، برای کی دلم تنگه، نمی دونم. امروز گفتم برم بیرون یه دوری بزنم و خرید کنم. در بدترین وضعیت خرید کردن ، حال و هوام رو عوض می کنه. ولی این دفعه جواب نداد، آنقدر دلم گرفته بود  که نتونستم چیزی بخرم. داشتم می اومدم خونه که توی یک مغازه چشمم به کتاب هبوط (دردبودن) دکترعلی شریعتی افتاد. فروشنده می گفت این کتاب خیلی کمیابه .

به هر حال، خریدم وتا رسیدم خونه مثل آدم تشنه ای که آب دیده باشه شروع کردم به خوندن...در زیر بخشی از این کتاب را نوشتم :

مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان که "کسی می خواست" ، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود، کس بی کسان. او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست ، نه از من پرسید و نه از آن "من دیگرم". من یک گل بی صاحب بودم . از روح خود در من دمید و ؛ بر روی خاک و در زیر آفتاب، تنها رهایم کرد .«مرا به خودم وا گذاشت».عاق آسمان! کسی هم مرا دوست نداشت ؛به فکرم نبود. وقتی داشتند مرا می آفریدند و می سرشتند کسی آن گوشه خدا خدا نمی کرد.....

وقتی می خواستند کار دل در سینه ام آغاز کنند، آشنایی دلسوز و دلشناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانه ی دل ها ی خوب ، بهترین را برگزیند؛ وقتی روح را می خواستند در کالبدم بدمند، هیچ کس، پریشان وملتهب دست به کار نشد تا از نزهتگه ارواح فرشتگان، قدیسان ، شاعران،عارفان، الهه های زیبای روح و خدایان هنر و احساس و ایمان نازترین و نازنین ترین را انتخاب کند، وقتی ... وقتی ... وقتی...

                                              *  *  *

این دنیا پر است از آدمهایی که ، دنیایشان «دنیای اربعه » است و خودشان هم، هم!همین واماندگان قابیل را می گویم، ساکنان دنیای اربعه: آب و آتش و خاک و باد.که حتی آبروی اولاد قابیل را هم برده اند.

چه خوب ! چه راحت ! چقدر فاصله شان با خوشبختی نزدیک است!درست چهار انگشت! اما تک و توک ، گوشه و کنار این دنیای اربعه ، انسان هایی هستند«غیر اربعه» انسان های بی شماره وبی نشانه ، تک انسان هایی بیرون از «حد وحساب» ، شلوغ و در هم ریخته و ناساز ، که در آن سوی دیوارهای اربعه ی دنیای این خلایق اربعه زاده اند و زندگی می کنند. زندگی؟ نه . زنده اند! برای اینها رنج بزرگی است «زنده بودن»، حتی بودن ، خود مصیبتی است و "ماندن" که می کشد.

درد بزرگ و بی درمان اینها «گم کردن» است، دور افتادن است. با آن اربعه ای ها دم خور نیستند، نمی سازند. هرگز در طول سالیان دراز هم نشینی ، میانشان سابقه ای در آشنایی پدید نمی آید

                            *  *  *

آری، من از آغاز می دانستم چه خبر است.وقتی خداوند خدا آشکار کرد که : (( برآنم تا برای خویش جانشینی در زمین بسازم بر گونه ی خویش))، پشتم لرزید! از ترس و ادب حرفی نزدم اما خدا خدا می کردم که فرشتگان که رویشان با خدا بازتر است چیزی بگویند . همه می دانستیم چه خواهد شد.

ناگهان ولوله ای در صحرای عدم برخواست . فرشتگان ، کوچک و بزرگ ، دور و نزدیک ، هراسان و بی قرار، از همه سو شتابان به بارگاه  عرش کبریایی به پرواز در آمدند.

لحظه ای بعد که گذر خیالی در رویا سریع تر گذشت، همگی در برابر تخت پر شکوه نور ایستاده اند و فریاد برآوردند:

((بار الها! باز می خواهی موجودی در زمین بیافرینی که دنیا را به گند زند و به خون کشد؟))

و خداوند با طنین استوار و بی تردیدی فرمود: (( من می دانم رازی را که شما نمی دانید)).و ناچار در انتظار فاجعه همه خاموش ماندند.

اما هیچ کدام معنی خاصی را که در پاسخ خداوند خدا نهفته بود فهم نکردند که خداوند خدا پیش بینی هراس آمیز و سیاه فرشتگان را تکذیب نفرمود، گفت رازی در این کار است، فلسفه ای را که در خلق این موجودات سفاک پنهان است نمی دانید .

                            *  *  *

اما، اما علی جز چاه های پیرامون مدینه، چاه های نخلستان صاحب سری نداشت، اگر می داشت چرا سر در حلقوم چاه برد؟ چرا تنها بنالد؟ چرا دردهای بی رحم و سنگینش را ناچار باید در چاه ریزد؟ این ها جز به خاطر آن است که علی تنهاست؟ در میان شیعیانش نیز تنها است؟ علی از محمد تنهاتر است !علی از خدا نیز تنها تر است .

خدا برای تنهاییش آدم را آفرید. محمد سلمان را یافت، اما، اما علی تا پایان حیاتش تنها ماند .از میان خیل شیعیانش جز چاه های پیرامون مدینه کسی نداشت.

 

کتاب هبوط ، درد بودن : نوشته  دکتر علی شریعتی

.................................................

تا جایی که تونستم خوندمش خیلی به دلم نشست. کاش می تونستم تمام این کتاب رو اینجا بنویسم ولی حیف که نمی شه. ولی خوندن این کتاب رو به همه پیشنهاد می کنم.

 

/ 222 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جواد داستانپور

از اینکه به وبلاگم سر زدی و نظر دادی خیلی متشکرم. امیدوارم وبلاگت هم همیشه همینطور عالی باشه. برام مطلب بفرست تا تو وبلاگم به نام خودت بزارم منم میفرستم. با تشکر فراوان http://bepar2dighe.persianblog.ir/[خداحافظ]

هلیا

سلام!چرا تنهایی؟تنهایی فقط مال خداس! منم مثل توئم.منم مثل تو گاهی مینویسم اما به اشاره ی دل!منم مثل تو ظاهرم میخنده و دلم تو یه سکوت تلخ گریه میکنه.همدم تنهایی منم مثل تو همین آهنگه.چون هیچکی نمیدونه که چشمام چرا همیشه خیس خیسه! ولی من اگه تنهایی گریه میکنم به خاطر این نیس که تنهام.چون تنهاترین آدما هم خدا رو دارن.دلیلش اینه که نمیخوام آدمایی رو که تنهاییمو پر میکنن ناراحت کنم.غم من مال منه و جاش توی سینه ی منه.تو هم تنها نیستی عزیز.کافیه اول یه نگاه به آسمون بالای سرت بندازی و بعدشم به اطرافت که پر از آدماییه که از ته دل دوست دارن.مگه نه؟[لبخند]

هلیا

سلام!چرا تنهایی؟تنهایی فقط مال خداس! منم مثل توئم.منم مثل تو گاهی مینویسم اما به اشاره ی دل!منم مثل تو ظاهرم میخنده و دلم تو یه سکوت تلخ گریه میکنه.همدم تنهایی منم مثل تو همین آهنگه.چون هیچکی نمیدونه که چشمام چرا همیشه خیس خیسه! ولی من اگه تنهایی گریه میکنم به خاطر این نیس که تنهام.چون تنهاترین آدما هم خدا رو دارن.دلیلش اینه که نمیخوام آدمایی رو که تنهاییمو پر میکنن ناراحت کنم.غم من مال منه و جاش توی سینه ی منه.تو هم تنها نیستی عزیز.کافیه اول یه نگاه به آسمون بالای سرت بندازی و بعدشم به اطرافت که پر از آدماییه که از ته دل دوست دارن.مگه نه؟[لبخند]

احسان

خیلی باحالی واقعا میگم به جون خودم.................................[چشمک][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست][قلب][قلب][قلب]

سينا

سلام خواهشم اينه كه اجازه بدين بيشتر باهم آشنا بشيم و منو در وادي شعر راهنمايي كنين . ممنون مي‌شم آبجي سحر قربان شما شاعر كوچولو

محمد علي

دوستيت:زلال مرامت:عسل ظاهرت:طلا وجودت:نعمت داشتنت:غنيمت سلام ممنونم ازابراز دوستيت،خيلي عالي بود ، اميد دارم هرگز تنها نباشي.....[قلب]

ندا کاظمی

سحر جون از این که برام نظرت رو گذاشتی خیلی متشکرم از مطالبی که توی وبلاگت نوشته بودی فکر می کنم آدم خیلی احساسی باشی امیدوارم هیچ وقت از کسی که دوستش داری ضربه نخوری

حامد میرابی

از اینکه تو وبلاگم نظر دادی ممنونم وبلاگ خودتم جالبه من لینک تو رو تو وبلاگم میزارم اگه خواستین تو هم همین کارو بکن

حامد میرابی

از اینکه تو وبلاگم نظر دادین ممنونم وبلاگ شما هم جالبه من لینک شمارو توی وبلاگم میزارم اگه خواستین شما هم همین کارو بکنین