حرف ربط <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کلی حرف ربط لازم دارم برای کلی حرف بی ربط

یک نان کامل تاشده

با یک کره ی کامل مالیده شده داخلش

ها؟

ببخشید حواسم نبود

داشتم حرف قورباغه ها را از مرداب روبرو گوش می دادم

من چه می دانم پست مدرن یعنی چه!

من فقط خودم را برای تمام خشکی های جهان پست کرده ام

لطفا یک نفر مرا از اولین دفتر پستی تحویل بگیرد

حوصله ی خودم را ندارم

حوصله ی تو را و حوصله ی قورمه سبزی ناهار را

تو از بهار و گلها بنویس

من از چرخدنده های خرد کننده ی این چرخ گوشت

تو از آبی بنویس

من از هر رنگی جز قشنگ

این روی ژن هایم به زبان زیست شناسان نوشته شده

من در دایره ها سکونت دارم

پاک کن بردار محل زندگی ام را پاک کن

اگر نشد پاره اش

 

                                           

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

خیلی خوبه... ممنونم سر زدی. بازم سر بزن سحر خانوم!

محمد امین زرگر

خیلی عالیه آفرین من هم انشا الله یک وبلاگ دارم میسازم سر بزنی به امید دیدار

am

سلام.دیروز اومده بودی وبلاگم.بابا وبلاگ شما که حرف نداره.مطالب جدیدی نوشتم.بخونی فکر کنم خوشت بیاد.خلاصه بیا اون دورو برا. صلوات

تينا

وبلاگت خيلي خوشگله سحر خانوم ممنون كه به وبلاگ من اومدي و نظر دادي.قربانت

Ladan

قشنگ تر از چيزی بود که بشه حدسش زد

killer

ايول دست هرچی پسر از پشت بستی خيالی جالب از روش خوبت که به وبلاگ های ديگران سر می زنی و نظر هم می دی خوشم آومد هرچند اون موقع که تو آومدی وبلاگ من کامل نبود يه مدت کار داره ولی خيلی کارت درسته ما قبولت داريم ...!!!

ابراهیم

ابجی سحر بابا ای ول دستت خوش ارزوی موففیت در تمام مراحل زندگی را برات خواستارم

ام-ام

احساست را دوست دارم چون قابل ستايش است دوست داشتن هم دوست داشتني است....

¤`·.¸¸.·´¯`·abolfazl¤`·.¸¸.·´¯`·.

ســــــــــــلام.....مخلصیم..حالت چطوره خوبی که.ای منم بد نیستتم.خیلی بی معرفتی.تا بودیم.یادی از ما می کردی.ولی فراموش کردی مارو تو که دم از دوستی .آبجی بودن می زنی.پس همه حرفات دروغ بود.و مثل همیشه مارو سر کار گذاشت.این سومین بارکه مارو سر کار میزاری خیالی نیست.شاید دوست داشتن تو. تو این چور چیزاست.خلاصه ما عددی نیستسم که بخای مارو بپیچونی...اره باوفامنو بدچوری چشم انتظار گذاشتی حتما می خوای بگی کار داشتی.یا شرکت بودی.یا .....تموم اون روزا چشم اتظار بودم که بگن فلانی.تلفن با تو کار داره.ولی دریغ.که برام آرزو شده بود شاید بهم بخندی.ولی...خودت می دونی که چیه.حتی یهبارم سرنزدی جوابمو بدی.من 2روز درمیون5کیلو متر پیاده خودمو میرسوندم. به شهر.که بیام نت شاید جواب داده باشی ولی بازم دریغ.....خلاصه اگه طالب نیستی بگو تا منم اسگول نشم.شرمنده یعنی .......... مازیارانچشم یاری داشتیم.......خود غلط آنچه میپنداشتیم.....................««««byby»»»»